هنگام پاییز زیر یک درخت ... مردم برگهایش مرا پوشاند و هزاران قلب یک درخت گورستان ... قلب من شد
-->-->-->
-->-->--> -->-->-->-->-->-->Ø¢Ûx8cÙx87 Ùx82رآÙx86 تصادÙx81Ûx8c
خدا تنها روزنه ی امیدی است که هیچگاه بسته نمیشود.....
تنها کسی است که میتوان با دهان بسته هم صدایش کرد
با پای شکسته هم سراغش رفت
تنها خریداری است که اجناس شکسته را بهتر برمیدارد
تنها کسی است که وقتی همه رفتند میماند
وقتی همه پشت کردند آغوش میگشاید
وقتی تنها شدی محرمت میشود
و...
تنها سلطانی است که دلش با بخشیدن آرام میشود
نه........
با تنبیه کردن
ای خــــــــــــــــــــــدا...
برچسب:
نویسنده: ebrahim